مير تقي الدين كاشاني

621

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

[ 1 . ] مولانا شجاع ( ملقّب به كور ) در فنّ شعر بىمثل و بىهمتا بود و به حدّت طبع و قوّت گفتار از ديگران ممتاز و مستثنى مىنمود غيرت و نفاق ، عرض لازمى طبعش و سعت مشرب و وفاق ، صفت جبلّى ذاتش . در وادى شاعرى آن مقدار عداوت كه تصور توان كرد نسبت به امثال و اقران خود ظاهر مىساخت و همواره بر طريق نزاع و جدال با ديگران بر جادهء انكار و لوازم آن قدم افشرده مىداشت . و نيز از جميع تكاليف و قيود خود را آزاد ساخته بود ، چنانچه در اواخر حال به واسطهء شرب مدام و مداومت بر تجرّع آن منهيّات شرع و اعمال قبيحهء عقلى در نظرش بد نمىنمود ، و به هرچه طبعش ذوق از آن ، پيدا كردى به ارتكاب آن توجّه نمودى ، و به اقدام آن جرئت و جسارت جستى و با وجود كمال جهل و عدم وقوف در اكثر فنون ، دعوى تبحّر مىكرد و در هيچ محلّ جهل را به خود نسبت نمىداد ، و در وادى علوم حقيقى و نشر معارف يقينى ، كه علماى نامدار و فضلاى بلند مقدار از تحقق آن قاصر آيند ، اظهار تبصّر و مهارت مىنمود و اكثر اوقات يقينيّات همگنان را مغلوب مشكوكات خود مىدانست و مضمون الرجوع الى الحق اولى من التمادى الى الباطل را ، نسيا منسيا « 1 » انگاشته و در عطش جهل و كذب ، سراب را شراب مىپنداشت ، و به واسطهء اندك انكارى كه از ياران و مصاحبان نسبت به خود مىفهميد ، جانب دوستى و يارى قديمى فرومىگذاشت و رقم نقض عهد و بىوفايى بر چهرهء احوال خود مىنگاشت . مصداق اين معنى آنكه مدت مديد و عهد بعيد با اين كمينه بر

--> ( 1 ) . اصل : منسا .